قناري گفت: کُره‌ي ما

 

 

کُره‌ي قفس‌ها با ميله‌هاي زرين و چينه‌دان چيني.

ماهي‌ي سُرخ ِ سفره‌ي ِ هفت‌سين‌اش به محيطي تعبير کرد

که هر بهار


متبلور مي‌شود.

کرکس گفت: سياره‌ي من


سياره‌ي بي‌هم‌تائي که در آن

 

مرگ


مائده مي‌آفريند.


کوسه گفت: زمين


سفره‌ي برکت‌خيز اقيانوس‌ها.


انسان سخني نگفت


تنها او بود که جامه به تن داشت


و آستين‌اش از اشک تر بود.